|
به چشمانت بیاموز که هرکس ارزش دیدن ندارد | ||
|
بالاخره دانشکده کشاورزی ما همه به پیام نور مرکز اهواز انتقال یافت...
دلت رو بتکان... غصه هات که ریخت... تو هم همه رو فراموش کن... دلت رو بتکان... اشتباهات تالاپّی می افتن زمین... بذار همون جا بمونن... فقط از لابه لای اشتباهات، یه تجربه رو بیرون بکش... قابِش کن و بزن به دیوار دلت... دلت رو اگه محکم تر بتکونی... تموم کینه هات هم می ریزن... و تموم اوون غم های بزرگ... و همَّه ی حسرت ها و آرزوهات... محکم تر از قبل بتکون دلت رو... تا این بار همه ی اوون عشق های "بچه گربه ای!" هم بیفتن... حالا آروم تر، آروم تر بتکون... تا خاطره هات نیفتن... تلخ یا شیرین چه فرق می کنه؟... خاطره، خاطره ست و باید باشه، باید بمونه... کافیه؟... نه، هنوو دلت خاک داره... یه تکون دیگه می خواد و دیگه بسِّه... تکوندی؟؟؟... حالا دلت رو ببین!... چه قدر تمیز شد!... دلت سبک شد، نه؟... حالا این دل، جای اوونه… دعوتش کن!... این دل، مال اوونه... همه چیز از دلت ریخت... همه چیز از دلت افتاد... و حالا... وحالا تو موندی و یه دل... یه دل و یه قابِ تجربه... مُشتی خاطره و... اوون...
[ سه شنبه هفتم دی 1389 ] [ 0:17 ] [ آرش ]
ظهر يک روز سرد زمستاني اميلي هنگامي که از خانه بيرون مي رفت پاکتي را درکنار درب منزلش ديد روي پاکت نه آدرسي بود نه مهري فقط نامي روي َآَن درج شده بود :اميلي عزيز عصر امروز به خانه تو خواهم آَمد با عشق خدا
[ سه شنبه بیستم مرداد 1388 ] [ 19:53 ] [ آرش ]
در زمان قديم، پادشاهي تخته سنگي را در وسط جاده قرار داد و براي اينکه عکسالعمل مردم را ببيند، خودش را جايي مخفي کرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از کنار تخته سنگ مي گذشتند. [ جمعه پنجم تیر 1388 ] [ 19:52 ] [ آرش ]
كشاورزي الاغ پيري داشت كه اين الاغ يك روز به طور اتفاقي در يك چاه بدون آب افتاد. [ جمعه یکم خرداد 1388 ] [ 18:6 ] [ آرش ]
قدرت کلمات [ چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 ] [ 18:5 ] [ آرش ]
در بيمارستاني ،دو مرد در يک اتاق بستري بودند.مرد کنار پنجره به خاطر بيماري ريوي بعد از ظهرها يک ساعت در تخت مي نشست تا مايعات داخل ريه اش خارج شود. اما دومي بايد طاق باز مي خوابيد و اجازه نشستن نداشت.آن دو ساعتها در مورد همسر، خانواده هايشان ، شغل، تفريحات و خاطرات دوران سربازي صحبت مي کردند.بعد از ظهرها مرد اول در تخت مي نشست و روي خود را به پنجره مي کرد و هر آنچه را که مي ديد براي ديگري توصيف مي کرد. در آن حال بيمار دوم چشمان خود را مي بست و تمام جزئيات دنياي بيرون را پيش روي خود مجسم مي کرد. [ دوشنبه دهم فروردین 1388 ] [ 18:5 ] [ آرش ]
کوه [ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ] [ 12:24 ] [ آرش ]
چهار شمع به آهستگي مي سوختند،در آن محيط آرام صداي صحبت آنها به گوش ميرسيد شمع اول گفت :من صلح و آرامش هستم،هيچ کسي نمي تواند شعلهَ مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به زودي مي ميرم.......سپس شعلهَ صلح و آرامش ضعيف شد تا به کلي خاموش شد شمع دوم گفت: من ايمان واعتقاد هستم،ولي براي بيشترآدمها ديگر چيز ضروري در زندگي نيستم پس دليلي وجود ندارد که ديگرروشن بمانم.........سپس با وزش نسيم ملايمي ايمان نيز خاموش گشت شمع سوم باناراحتي گفت: من عشق هستم ولي توانايي آن را ندارم که ديگر روشن بمانم،انسان ها من را در حاشيه زندگي خود قرار داده اند و اهميت مرا درک نمي کنند،آنها حتي فراموش کرده اند که به نزديک ترين کسان خود عشق بورزند..............طولي نکشيد که عشق نيز خاموش شد ناگهان کودکي وارد اتاق شدو سه شمع خاموش را ديد،گفت:چرا شما خاموش شده ايد،همه انتظار دارند که شما تاآخرين لحظه روشن بمانيد.........سپس شروع به گريه کرد...........پــــــــس شمع چهارم گفت:نگران نباش تا زماني که من وجود دارم ما مي توانيم بقيه شمع ها را دوباره روشن کنيم،مـن امـــيد هستم با چشماني که ازاشک و شوق مي درخشيد.....کودک شمع اميد را برداشت و بقيهَ شمع ها را روشن کرد نور اميد هرگزنبايد از زندگي شما محو شود هر يک از ما دراين صورت مي توانيم اميد،ايمان،آرامش و عشق را در خود زنده نگه داريم [ جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 ] [ 13:30 ] [ آرش ]
به چشمانت بیاموز هر کسی ارزش دیدن ندارد , به چشمانت بیاموز که به چشم به راه بودن عادت نکند , به چشمانت بیاموز که به درخیره نماند , به چشمانت بیاموز که برای هر کسی بیخواب نشود, به زبانت بیاموز که هر اسمی ارزش جاری شدن ندارد, به زبانت بیاموز به هر کسی نگوید دوستت دارم , به لبانت بیاموز هر لبی ارزش بوسیدن ندارد , به پاهایت بیاموز هر راهی ارزش رفتن ندارد , به آن دو بیاموز که به رفتن عادت نکند.
سلام چند وقت بود آپ نکرده بودم حالا اومدم واستون چند تا عکس از خودم بزارم درضمن هر کی مطلبی چیزی بیوگرافی یا هر چیزدیگه ای خواست بگه تا واسش بزارم اگه میشه راهنماییم کنیدکه تو وبلاگم چی بزارم راستی اگه میشه نظرتون رو در مورد عکسهابگین به نظر شما کدومشون بهتره مخلص همه ی شما آرش تی پی ... .
[ چهارشنبه سوم مهر 1387 ] [ 23:51 ] [ آرش ]
[ پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ] [ 14:20 ] [ آرش ]
کریستیانو رونالدو دوس سانتوز آویرو که بیشتر به نام کریستیانو رونالدو معروف است در 5 ژانویه 1985 در مَدیرای پرتغال متولد شد.قد وی 185 سانتیمتر است.وی دارای یک برادر بزرگتر به نام هوگو و دو خواهر بزرگتر از خود به نام های الما و لیلیانا است.فوتبالش را از سه سالگی آغاز کرد و در سن شش سالگی به مدرسه فوتبال رفت.اولین باشگاهی که او در آن بازی کرد باشگاه آماتور آندورینها بود جاییکه پدرش آن را اداره می کرد هنگامیکه رونالدو 8 سالش بود.هنگامیکه به سن 10 سال رسید دو باشگاه مطرح شهر مدیرا به نام های سی.اس ماریتیمو و سی.دی ناسیونال خواهان وی شدند که سرانجام وی به عضوین ناسیونال در آمد.در دوران بچگی تیم مورد علاقه ی او بنفیکا بود در حالیکه در سال 2001 تا سال 2003 به عضویت تیم رقیب بنفیکا یعنی اسپورتینگ لیسبون در آمد.رونالدو در اسپورتینگ رشد کرد و اولین بازیکن تاریخ این باشگاه شد که برای تیم های زیر 16 سال ، زیر 17 سال و زیر 18 سال این باشگاه بازیکن ساز بازی کرده است.هنگامیکه وی برای تیم بزرگسالان اسپورتینگ بازی کرد در همان آغاز کار در برابر موریرنس دو گل به ثمر رساند.اولین باشگاه بزرگی که او را در نظر گرفت باشگاه لیورپول بود که البته به دلیل کوچک بودن و 16 سال بیشتر سن نداشتن او را نپذیرفتند! اما در تابستان سال 2003 الکس فرگوسن کریس را با قراردادی 12.24 میلیون یورویی به منچستر آورد و وی اسپورتینگ را که با سن کمش 25 بازی برای آن انجام داده بود و سه گل به ثمر رسانده بود را ترک کرد.اگرچه رونالدو شماره ی 28 را تقاضا کرد که در اسپورتینگ می پوشید اما شماره 7 را برتن کرد.شماره ای که قبلاً بر تن بزرگانی چون جورج بست ، بریان رابسون ، اریک کانتونا و دیوید بکهام بود! در سال 2003 به تیم ملی پرتغال دعوت شد و نشان داد که در تیم ملی نیز چهره ای موفق است. در انجام مسابقات انتخابی جام جهانی 2006 هنگامیکه پرتغال در برابر روسیه در حال بازی بود پدرش به نام دنیس آویرو در 7 سپتامبر 2005 از دنیا رفت. و وی پس از این اتفاق داربی شهر منچستر در برابر منچستر سیتی را از دست داد. رونالدو اولین حضورش را برای منچستر که 60 دقیقه بود در برابر بولتون در ورزشگاه اولد ترافورد شهر منچستر انجام داد.که آن بازی با حساب 4 بر صفر به نفع منچستر به پایان رسید.در 29 اکتبر 2005 رونالدو اولین گل لیگ برتری خود که مصادف با هزارمین گل لیگ برتری منچستر یونایتد بود را در برابر میدلزبورو به ثمر رساند که البته آن بازی با حساب 4 بر 1 به نفع میدلزبورو به پایان رسید و گل خوش یمنی نبود. رونالدو توانایی بازی با هر دو پا را دارد و در تمام مناطق جلو از جمله چپ ، راست ، وسط می تواند بازی کند.مهارت او با بازی با توپ و پا عوض کردن ها و شوت های محکم دیدنی و دریبل های سرعتی و توانایی سر زدن او کم نظیر است و هر مدافعی را در مواجهه با او دچار مشکل می کند و می تواند هر خط دفاعی را بهم بزند. افتخارت با منچستر قهرمانی در لیگ برتر انگلیس در فصل 2007-2006 قهرمانی در جام حذفی انگلیس در سال 2004 نایب قهرمانی در جام حذفی انگلیس در فصل 2006-2005 و 2007-2006 افتخارات ملی عنوان چهارمی با تیم ملی پرتغال در جام جهانی 2006 آلمان افتخارات فردی بهترین بازیکن پرتغال در سال 2007 انتخاب در تیم منتخب باشگاه های انگلیس در فصل های 2006-2005 و 2007-2006 بهترین بازیکن فصل لیگ برتر انگلیس در فصل 2007-2006 بهترین بازیکن ماه لیگ برتر انگلیس در ماه های نوامبر و دسامبر سال 2006 انتخاب در تیم منتخب یوفا در 2004 عنوان سومین بازیکن برتر جهان در سال 2007 بعد از کاکا و لیونل مسی
[ سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ] [ 22:57 ] [ آرش ]
نام : ریکاردو ایزاکسون داسنتوس لیته تاریخ تولد: 22 aprile 1982 a Brasili
سن: 26 تیم: میلان نام پدر : بوسکو ايزاکسون پريرا ليته مهندس راه و ساختمان ریکاردو ایزاکسون دوسانتوس لیته .... بازیکنی که بردار کوچکش نمیتوانست ریکاردو صدایش بزند به او کاکا می گفت و این اسم روی او ماند و با این اسم در دنیا شناخته شد ریکاردو جذاب ترین بازیکن تاریخ فوتبال برزیل در سال۱۹۸۲ در ساپوئولو برزیل ( مقر و پایگاه سرزمین سرزمین فوتبال ) به دنیا امد ... برخلاف همه ستارگان برزیلی که زندگی سخت و رقت باری در کودکی داشتند کاکا در یک خانواده کاملا مرفح بزرگ شد و هیچ سختی در زمانی کودکی نکشید ... ریکاردو از همان کودکی مثل همه برزیلی دیوانه فوتبال بود و ساپوئولو باشگاهی بود که او را کشف کرد کاکا در خاطراتش می گوید : پدرم همیشه مرا با ماشین مدل بالا به کمپ نوجوانان برزیل می رساند در صورتی که من می دیدم دوستانم بدلیل مشکلات مالی با اوتوبوس و حتی با پای پیاده مسافتهای طولانی را طی می کردند و خود را به زمین می رساندند و من همیشه در این مورد شرمنده دوستانم بودم ! با این حال کاکا در مدرسه فوتبال ساپائولو رشد و پیشرفت کرد و خودش را نشان داد و در سال ۲۰۰۱ توسط فیل بزرگ اسکولاری به تیم ملی برزیل دعوت شد تا کاکا اولین حضور خودش در جام جهانی در ( کره و زاپن ) تجربه کند ... اما این جام جهانی برای او چیزی جز نیمکت نشینی نداشت کاکا به غیر از دقایقی اندک عمدتا نیمکت نشین ریوالدو بزرگ بود در هر صورت او طعم شیرنی قهرمانی را چشید و جام جهانی را بالای سر خود برد بعد جام جهانی تیم های مطرحی چون رئال و میلان و ... خواهان جذب او شدند اما میلان پیروز شد و در سال ۲۰۰۳با خریدی قابل توجه معادل ۵ . ۸ ملیون یوورو یکی از بهترین خریدهای تاریخش را بدون شک از ساپوئولو کرد بسیاری گمان می کردند او در میلان هم نیمکت نشین ریوالدر بزرگ خواهد شد اما سرنوشت طور دیگری رقم خورد و کارلتو با بها دادن به کاکا ریوالدو را نیمکت نشین محض کرد و به گونه ای او را در جهان فوتبال محو کرد و کاکا را به دنیای پراوازه فوتبال معرفی کرد کاکا در اولین سال حضورش موفق شد کالچو را بالای سر خود ببرد ... ریکاردو در حال حاظر یکی از ستارگان بی چون و چرای فوتبال می باشد و رئال و چلسی به هر قیمتی سخت خواهان او هستند اما کاکا در حین جام جهانی ۲۰۰۶ قرار دادش را تا ۴ سال دیگر تمدید کرد تا همه حرف و حدیث ها را به پایان برده و همچنان افتخار پوشیدن پیراهن پر افتخار روسونری را داشته باشد.
[ سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ] [ 15:50 ] [ آرش ]
سهراب سپهري نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در كاشان متولد شد. مادرم ميداند كه من روز چهاردهم مهر به دنيا آمده ام. درست سر ساعت 12. مادرم صداي اذان را ميشنديده است... (هنوز در سفرم - صفحه 9) و سهراب .... ماندگار شد .... اهل کاشانم
[ یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ] [ 22:7 ] [ آرش ]
تاريخ تولد: 1334 (همدان) مدرك تحصيلي: ديپلم طبيعي داراي مدرك درجه يك هنري (معادل ليسانس) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. فعاليت هنري را از سال 1348 با اجراي نمايش در مراكز رفاه، كاخ جوانان و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آغاز كرد. در سال 1353 براي بازي در نمايش « دكه » و يك سال بعد براي بازي در نمايش « تسليم شدگان » جايزه كاخ جوانان را گرفت. براي نخستين فيلمش « ديار عاشقان » ديپلم افتخار بازيگر نقش دوم را در دومين جشنواره فجر گرفت. او همچنين برنده ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش اول مرد در چهاردهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « ليلي با من است » و برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد در شانزدهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « آژانس شيشه اي » شد. بازي زيباي او در فيلم « موميايي 3 » تحسين همگان را در هجدهمين جشنواره فيلم فجر برانگيخت. سال 1380 سال خوبي براي او نبود. فيلم « آب و آتش » با بازي نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فيلم تكه پاره شده « موج مرده » با تكرار نقش حاج كاظم « آژانس شيشه اي » چهره موفقي از پرويز پرستويي به جا نگذاشت. پرويز پرستويي در سال 1381 فيلم نچندان موفق « عزيزم من كوك نيستم » را با بازي خوبش بر پرده سينماها داشت كه در همان سال يكي از دو جايزه بهترين بازيگر مرد را از « جشن ماهنامه دنياي تصوير » دريافت كرد. پرويز پرستويي در سال 1382 بار ديگر چشمها را به سوي خود خيره كرد. بازي معركه و ماندگار او در نقش « رضا مارمولك » در فيلم « مارمولك » (كمال تبريزي) سيمرغ بلورين ويژه هيئت داوران جشنواره بيست و دوم فيلم فجر (بهمن 1382) و تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد هشتمين جشن خانه سينما (شهريور 1383) را براي او به ارمغان آورد.
[ دوشنبه هفدهم تیر 1387 ] [ 13:35 ] [ آرش ]
غم را در صدایش می توان حس کرد.آهنگ های او آهنگ هایی است که هنوز بعد از گذشت سال ها تازه مانده و آدم از گوش دادن آن ها خسته نمی شود.به زندگی او نگاهی می اندازیم:
[ یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ] [ 17:47 ] [ آرش ]
نام : کامران جعفری تاریخ تولد 25 نوامبر1978 حیوان مورد علاقه: ببر چینی
نام:هومن جعفری تاریخ تولد1980/11/23 من دوست دارم که دوست دخترم عشق منو بفهمه و اگه من بخام بهش عشق
[ یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ] [ 12:22 ] [ آرش ]
نام:محمد رضا نام خانوادگی:عقیلی نام پدر:علی نقی متولد:۷/۱۱/۵۱ اصلیت:طالقانی '''' بچه خیابان هاشمی تهران '''' اصلیت طالقانی '''' فرزند آخر خانواده '''' پدرش و یک برادرش را در جنگ تحمیلی از دست داد که این مطلب همواره از سوی خود شادمهرتکذیب شده'''' در شرایط سخت مالی بزرگ شد '''' گیتار زدن را از حرکات دست گیتاریست ها یاد گرفت وفوق لیسانس از هنرستان موسیقی '''' تا 24 سالگی به خواننده شدن فکر نمیکرد '''' بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی '''' اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی می پرداخت '''' برای تماشای کلیپ های خارجی بیتابی میکرد '''' رفت و آمد های مدام به صدا و سیما برای کار در تلویزیون در سالهای 72و73 اواسط سال 75 چند آهنگ غیر مجاز را در زیرزمین های کرج خواند '''' متنفر از تجملات '''' ویلون را خودش یاد گرفت و استاد سوت زدن هست ، حتی در استودیو '''' عاشق بازی بهروز وثوقی '''' به افراد مختلف القاب مختلف میداد '''' هرگز حتی سیگار هم نکشیده ، همانگونه که دیدید شادمهر عقیلی در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود '''' رفاقت با جوانان سالم را دوست دارد '''' با قرض ارگ خرید '''' کم غذا و تحت تاثیر محبتهای مادرش '''' با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید '''' از هیچ غذایی بدش نمی آید '''' مردم برای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف میکشیدند ، که حتی به عده ای هم کاست نمیرسید چون خیلی ها چند تا چند تا این آلبوم را خریداری میکردند و تمام میشد '''' خودش را مدیون هیچ کس نمیداند جز مادرش و محمد تقی برادرش '''' همیشه پشیمان از امضای قرارداد با شرکت پیغام سحر '''' عاشق اتومبیل بی ام ویشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است '''' الگوی گیتار : اردشیر فرح '''' شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش دست به جیب برای دوستان طراز اول '''' کم حرف '''' در تهران پاتوق هیشگی نداشته '''' اختلاف با بهروز صفاریان بعد از آلبوم مسافر '''' شایعه عمل زیبایی بینیش رو تکذیب میکنه '''' هر روز اگر گیتار تمرین نکند پکر میشود '''' نازانگشتا ( خشایر اعتمادی ) و غزلک (سعید شهروز ) اوج هنر آهنگ سازی او برای دیگران است '''' زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند '''' روزی دویست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگی گیتار و ویلن در تهران '''' هرگز حاضر نشد که در آلبوم هیچ خواننده ای هم صدایی کند '''' اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان 1379 '''' ما درش را میپرستد '''' یک پوستر را با سرمایه شخصی خودش به بازار فرستاد چشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد '''' عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست '''' بابت بازی و خوانندگی در پرپرواز 10 میلیون تومان گرفت '''' نارضی از گریمش در فیلم شب برهنه'''' درشرایطی به کانادا رفت که مسولین داشتند به خاطر منافع خودشان او را از موزیک پاپ کشور پایین بیاورند ماهی یک بار به شمال میرفت '''' آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت اما باز هم مسولین ارشاد......... ... '''' خواننده محبوب : ریکی مارتین '''' اهل شب نشینی و روزنامه خواندن نیست '''' استاد کوک کردن سنتور '''' بعد از سفرش به کانادا فیلم شب برهنه با شکست مالی بدی روبه رو شد '''' عاشق ماشین عوض کردن '''' به پیشنهاد ، دوستش برای راه اندازی فروشگاه جواب منفی داد '''' نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته '''' آلبوم آدم و حوا رو خیلی دوست دارد و این آلبوم در ایران هنوز توقیف هست '''' علاقه مند موسیقی ترکی '''' با چند خانواده در تورنتو دوست است '''' گرفتن تصدیق بین المللی در کانادا '''' آموزش خصوصی گیتار و ویلن در تورنتو '''' محبوب ترین چهره موزیک پاپ ایران در خارج از کشور '''' فقط در یک سر شماری کوچک شادمهر 20 ملیون هوا دار داشته '''' طرح کلیپ هایش را خودش میدهد '''' خیالی نیست را بدون دست مزد خواند ولی برای آدم فروش دست مزد خوبی گرفت '''' یک استودیو خانگی در منزلش درست کرده و مستاجر هست ، البته فعلا '''' وبلاگ ها ویا سایت های تقلبی در مورد خودش را هیچ گاه تکذیب نکرده و میگوید که هیچ سایت و یا وبلاگی را خودش اداره نمیکند و اینها همه طرفدارانش هستند '''' قرار داد با 2 خواننده زن لس آنجلسی که برای آنها آهنگ سازی کند '''' و روزی 1 یا 2 بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند'''' قبل از عید سال 83 دست راستش شکست '''' در تدارک کنسرتهای بزرگ در کشورهای پر جمعیت ایرانی ''''چند روز قبل با بهروز صفاریان با تلفن صحبت میکند وآشتی میکنند '''' هیچ گونه هدف و یا قصد باز گشت ندارد.
[ جمعه چهاردهم تیر 1387 ] [ 20:51 ] [ آرش ]
نام: امیر رضا ملقب به رضایا سن: ۲۱ ساکن یوسف آباد دانشجوی ترم سوم رشته ی موسیقی رنگ مورد علاقه: مشکی ماشین مورد علاقه: پرشیا ELX مجرد تقریبآ ۱ سال و نیم هست که در سبک R&B فعالیت می کنه ۱ سال قبلش سبک پاپ کار می کرده اولین آهنگ سبک R&B او "بی معرفت" نام داره که با آرمین2afm اجراش کرده نام: آرمین ملقب به 2afm متولد اردیبهشت ۱۳۶۵ تحصیلات: فعلاً دیپلم ساکن شهرک امید (تهران پارس) رنگ مورد علاقه: قهوه ای سوخته و سبز ارتشی مجرد ۴ سالی هست که سبک رپ کار می کنه اولین آهنگ حرفه ای خودش رو "رقص جامایکایی" می دونه لقب 2afm رو برای این انتخاب کرده که قبلاً عضو گروهی با همین عنوان بوده که اعضای آنرا: آرمین (A) ، علی (A) ، فرهاد (F) و مهراد (M) تشکیل می دادند
[ پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ] [ 21:59 ] [ آرش ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||